این کتاب با بهرهگیری از سوره نور به مسئله راه افتادنهای موجهای تاریکی در جامعه میپردازد و چگونگی پدیداری آن، نقش افراد در آن و راههای جلوگیری و مقابله با آن را بررسی میکند.
فصل اول میگوید شکست جامعه مؤمنان همواره به دست دشمن جامعه رقم نمیخورد بلکه برایندی از اشکالالت داخلی خود جامعه است.
فصل دوم میگوید هر کسی در گوشهای یا عرصهای از زندگی خود دارای اشکال باشد با موج راه افتاده ظلمت، همراهی میکند و این همراهی به دلیل اشکال درونی خود اوست و این موج نمیتواند انسان بهرهمند از نور ولی رها شده در وضعیت نابسامان را همراه کند.
فصل سوم میگوید هر چه انسان شاکله زندگی ظلمانیتر داشته باشد قدرت رؤیت و فکر و عمل کمتری برخوردار است.
فصل چهارم میگوید با تکیه بر مبانی غلبه بر ظلمت، هر کسی میتواند مسیر یافتن قدرت برای غلبه بر ظلمتهای فردی و اجتماعی را بیابد.
فصل پنجم میگوید هر کسی در هر جایی که هست میتواند با عملکردش روشن کننده شعله اول ظلمت باشد که به سرعت با لایههای دیگر ظلمت در میآمیزد.
فصل ششم سلول بنیادین برای پرورش انسانی که میتواند قابلیت دریافت نور را داشته باشد و در هجمههای ظلمت کم نیاورد را معرفی میکند.
فصل هفتم میگوید نمیتوان بدون اتصال میان بیتها و جمعهای نورانی، از گزند موجهای ظلمانی بر روی افراد سالم دور ماند.
فصل هشتم میگوید راهبرد اصلی هدایت انسان و نجات او از هر فتنه و ظلمتی تقویت و گسترش پاکی است.
ثبت دیدگاه
دیدگاه کاربران